آیا هوش ارثی است؟
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که آیا توانایی شناختی فرزندتان ارثی است یا بر اساس عوامل محیطی است؟ در واقع، هوش انسان ترکیبی نسبتاً مساوی از ژنتیک و تأثیرات محیطی است. تفاوت های ژنتیکی در شناخت بیشتر از مادر به فرزند منتقل می شود تا از پدر به فرزند.
هوش چیست؟
تعیین تعریف دقیق هوش دشوار است، اما به طور کلی، توانایی شناختی به توانایی یادگیری از تجربیات و سازگاری با محیط های متغیر اشاره دارد. عملکرد شناختی شامل مهارت های استدلال، برنامه ریزی و حل مسئله و همچنین توانایی تفکر انتزاعی و درک ایده های پیچیده است.
تفاوت های هوشی بر اساس عوامل ژنتیکی و تأثیرات محیطی است. رشد واقعی مغز ترکیبی از پتانسیل و توانایی دستیابی به آن پتانسیل است. هوش انسان بستگی به این دارد که یک فرد چه چیزی را می تواند به دست آورد و در واقع چه چیزی را انجام می دهد.
هوش چگونه سنجیده می شود؟
متخصصان ژنتیک می دانند که توانایی شناختی هم تحت تأثیر عوامل ژنتیکی و هم از عوامل محیطی است. برای رسیدن به چنین نتایجی، آن ها باید مطالعات خود را بر اساس تعریف مورد توافق از هوش عمومی قرار دهند.
بنابراین چگونه هوش عمومی را اندازه گیری می کنید؟ وقتی راه های زیادی برای “هوشمند” بودن وجود دارد، این اندازه گیری آسان نیست. مطمئناً دانشمندان هسته ای وجود دارند که نمی توانند برای نجات جان خود مثلا املا بنویسند یا افراد هنرمندی که نمی توانند یک بیزینس را اداره کنند.
اکثر تحقیقات ژنتیکی برای ایجاد یک خط پایه جهت مطالعات هوش انسانی بر ضریب هوشی ( آزمون IQ ) تکیه دارند. محققان از نمرات IQ برای مقایسه تفاوتهای هوشی و تعیین اینکه آیا وراثتپذیری نقش دارد یا خیر، استفاده میکنند.
آیا ژن هوش وجود دارد؟
پاسخ کوتاه این است که خیر، ژن خاصی وجود ندارد که عملکرد شناختی کلی را تعیین کند. هوش یک ویژگی پیچیده است. به این معنی که چندین مشخصه و تعدادی ژن با هم کار می کنند تا امتیاز IQ فرد را تعیین کنند.
ژنتیک هوش تنها بخشی از داستان یک فرد را بیان می کند. اگرچه گونه های ژنتیکی نقش زیادی در داشتن ضریب هوشی بالا ایفا می کنند. مطالعات ژنتیکی نشان می دهد که توانایی شناختی عمومی نیز تحت تأثیر وضعیت اجتماعی-اقتصادی و اینکه آیا به فرد فرصت دستیابی به پتانسیل خود داده شده است یا خیر قرار گرفته است.

آیا هوش ارثی است؟
هوش عمومی قطعا در خانواده دیده می شود. مطالعات دوقلوها (روی دوقلوهای همسان و دوقلوهای ناهمسان) وراثتپذیری بهره هوشی را بین 57 تا 73 درصد و در برخی موارد حتی بیشتر از آن را نشان دادهاند.
جالب اینکه، مطالعات ژنتیکی نشان داده است که نمره IQ کودک کمتر از بزرگسالان، تحت تأثیر ژن های هوش قرار می گیرد. می تواند به این دلیل باشد که کودکان هنوز در حال رشد شناخت خود هستند و ممکن است در مراحل مختلف رشد مغز باشند. همچنین تفاوتهای فردی بین نتایج در مطالعات روی کودکان نشان میدهد که مطالعات در زمینه ژنتیک هوش باید بر اساس قسمت هایی باشد که به نوجوانان و بزرگسالان میپردازد، نه بخش هایی که روی کودکان تمرکز میکنند.
ارثی (من از مادرم ارث گرفتم)
بر اساس مطالعات انجام شده در ژنوم ها، ژن های کنترل کننده شناخت بیشتر از مادر به ارث می رسند تا از پدر. بسیاری از مشخصه های حاوی عوامل تعیین کننده هوش بر روی کروموزوم x حمل می شوند. از آنجایی که زنان دارای دو نسخه از کروموزوم x هستند در حالی که مردان تنها یک نسخه دارند، بنابراین احتمال انتقال این مشخصه ها به کودکان بیشتر است.
در واقع، ممکن است توانایی شناختی کلی فقط از مادر ناشی شود. برخی از مطالعات روی ژنتیک هوش نشان دادهاند که ژنهای عملکردهای شناختی پیشرفته که از پدر به ارث رسیدهاند ممکن است به طور خودکار غیرفعال شوند. این عوامل تعیین کننده ژنتیکی را ژن های شرطی می نامند.
نژاد و هوش
تحقیقات ژنتیکی مدعی است که هیچ ارتباطی بین نژاد و توانایی شناخت عمومی وجود ندارد. این موضوع با این واقعیت که نژاد یک ساختار اجتماعی است و نه چیزی که در ژنوم وجود داشته باشد اثبات می شود. به عبارت دیگر همه ما انسان هستیم. شما نژاد خاصی را به ارث نمی برید و نژاد شما هیچ تاثیری بر نحوه عملکرد شما در تست های هوش ندارد. متخصصین ژنتیک معتقدند تمامی تحقیقات گذشته که خلاف این مسئله را ادعا می کردند ناقص بوده اند و وضعیت اجتماعی-اقتصادی، نابرابری تحصیلی و سایر تأثیرات محیطی را در نظر نگرفته بودند.
عوامل محیطی و هوش
ژنتیک در نحوه عملکرد یک فرد در تست های هوش نقش دارد، اما عوامل پیش بینی کننده و تعیین کننده محیطی نیز وجود دارد.
اگر به تعریف ما از هوش برگردیم، هوش ترکیبی از استعداد ژنتیکی ما و پیشرفت تحصیلی واقعی ما است. و وضعیت اجتماعی-اقتصادی نقش عمده ای در فرصت هایی دارد که در طول زندگی به افراد داده می شود. بنابراین داشتن شانس رشد عقلی برای دستیابی به پتانسیل کامل فرد، ضروری است.
به این موضوع فکر کنید:
فردی که دارای استعداد ژنتیکی هوش متوسط است، اگر با یک رژیم غذایی سالم و تحصیلات کامل بزرگ شود، ممکن است به نمره IQ متوسط برسد. اگر پدر و مادری در خانه داشته باشند که به انجام تکالیفشان کمک کنند. خانواده بتواند از پس پرداخت وعده های غذایی سالم بربیاید. و محله فرصت بیرون رفتن و دویدن را به آن ها بدهد. به احتمال زیاد با حداکثر توانایی شناختی که از نظر ژنتیکی در اختیارشان قرار گرفته، عمل می کنند.
اما، اگر از این نوع حمایت ها برخوردار نباشند ( اینها فقط چند نمونه ی کوچک هستند)، ممکن است با همان عوامل ژنتیکی به نمره IQ پایین تر از این دست یابند.
راه دیگر برای درک اینکه چگونه تأثیرات محیطی با پیشبینیکنندههای ژنتیکی مرتبط است، فکر کردن به یک ورزشکار است. ویژگی های ارثی مانند قدرت، چابکی و قد به وضوح بر بالاترین سطح پتانسیل یک ورزشکار تأثیر می گذارد. اما اگر هرگز بسکتبال را یاد نگیرد یا به بهترین مربیان دسترسی نداشته باشد، ممکن است نتواند به این پتانسیل دست یابد. از سوی دیگر، کودکی که از نظر ژنتیکی مستعد موفقیت در فرصت خاصی نیست اما از بهترین حمایت های ورزشی برخوردار باشد، می تواند تا این حد پیش برود.
وقتی صحبت از توانایی ذهنی می شود، عوامل محیطی بیشترین تأثیر را در دوران کودکی دارند. به همین دلیل است که ترویج عدالت در مورد کودکان بسیار مهم است.
مغز فرزندتان را به چالش بکشید: چگونه بچه های باهوش تربیت کنیم
رشد مغز کودک ارتباط بسیار نزدیکی با تجربه و محرک های خارجی دارد که از بدو تولد دریافت می کند. حواس مختلف، ارتباطات بین نورونها را تحریک میکنند که به ایجاد ارتباطات جدید کمک میکند. هرچه ارتباطات بیشتری داشته باشیم، باور داریم که کودکی باهوش تر خواهیم داشت. به همین دلیل مهم است که مغز او را در طول رشد، خود تحریک کرده و به چالش بکشیم. ما به شما نکاتی در مورد چگونگی به چالش کشیدن مغز فرزندتان ارائه می کنیم تا باهوش تر شوند.

نکات و ایده هایی برای اینکه چگونه بچه های باهوش تربیت کنیم:
-
با کودک خود تعامل داشته باشید:
بچه هایی که در کودکی بازی نمی کنند و محبت کافی را دریافت نمی کنند، زمانی که مغزشان در حال رشد است، مشکلات بیشتری را دارند. تعامل و بازی با بچههایتان مهارتها و محبتهای اجتماعی را به آن ها نشان میدهد و به رشد هوش آن ها کمک میکند.
-
با فرزندتان صحبت کنید:
با وجود اینکه نمی توانند نظر خود را به خوبی بیان کنند، با کودکانتان صحبت کنید و به آن ها گوش دهید. انجام این کار به آن ها انگیزه می دهد تا مهارت های ارتباطی و زبانی خود را توسعه دهند. همچنین به کودکان کمک می کند تا منظور خود را از طریق نوشتن نیز بیان کنند که باعث رشد بیشتر هوش آن ها می شود.
-
فرزندتان را به ورزش عادت دهید:
فعالیت بدنی و ورزش نه تنها از نظر جسمی به کودک کمک می کند، بلکه باعث بهبود جریان خون در مغز می شود که به ایجاد سلول های مغزی جدید کمک می کند.
-
آن ها را به موسیقی گوش دادن تشویق کنید:
موسیقی و یادگیری نواختن یک ساز می تواند تأثیرات مثبتی بر رشد مغز داشته باشد. حافظه، تمرکز و توانایی یادگیری را بهبود می بخشد. همچنین می تواند به مبارزه با استرس که به سلول های سالم مغز آسیب می زند نیز کمک کند.
-
نمونه خوبی برای فرزندتان باشید:
اگر کودکان شما را در حال مطالعه و خلق ایده های جدید ببینند. آن ها نیز تمایل به مطالعه و خلاقیت پیدا می کنند. بچه ها با تقلید از والدین خود یاد می گیرند… چه خوب چه بد.

-
به کودک خود بازی های آموزشی بدهید:
بازی های زیادی وجود دارند که حافظه و توانایی های مغز کودک را بهبود ببخشند. بازی های حروف، ریاضی، املا و … از این قبیل هستند. انجام این بازی ها به تحریک مغز کودک کمک می کنند و درعین حال او را نیز سرگرم می کنند.
-
مطمئن شوید که خوب غذا می خورند:
غذای سالم برای رشد مغز و بدن کودک لازم است. پروتئین ها به بهبود توجه کمک می کنند، در حالی که کربوهیدرات های موجود در غذاها، میوه ها و گندم کامل به مغز آن ها انرژی می دهند. سعی کنید از مصرف غذاهای فرآوری شده خودداری کنید. زیرا می توانند باعث کاهش توجه و فعالیت مغز شوند.
-
برای انجام کارهای بیرون کودک خود را همراه بیاورید:
بیرون رفتن و قرار گرفتن در مکان های جدید و آموزشی می تواند برای رشد او هم سرگرم کننده و هم مفید باشد. به سفر بروید خصوصا برای دیدن موزه ها، پارک ها یا هر مکان دیگری که ممکن است به آن علاقه داشته باشند.
وقتی فرزند شما با استعداد شناخته می شود چه احساسی دارید؟
- اگر فرزند شما با هوش و با استعداد شناخته شود، احساس موفقیت می کنید
- در مورد آینده تحصیلی و شغلی فرزندتان نگران یا هیجان زده می شوید
- از اینکه می دانید چرا فرزندتان متفاوت است، خیالتان راحت است
- دغدغه های مفید جهت برآوردن نیازهای آموزشی در مسیر یادگیری صحیح فرزندتان جایگزین نگرانی های ناشی از عدم آگاهی خواهند شد

احساسات شما حتی تحت تاثیر نحوه ی استعدادیابی فرزندتان نیز خواهد بود. چنانچه از نوزادی و یا نوپایی کودکتان پی به باهوش بودن او بردید زمان بیشتری برای اطمینان پیدا کردن داشته اید. اگر هم برای شما غافلگیرکننده بوده به زمان بیشتری برای باور کودکتان و اصلاح خود نیاز خواهید داشت. پیشنهاد می کنیم در مورد احساسات خود با کسی که به او اعتماد دارید صحبت کنید.
توجه داشته باشید برخی از والدین کودکان با هوش نسبت به والدین سایر کودکان هم سن وسال احساس دوری می کنند و راغب نیستند در مورد توانایی های فرزندان باهوش خود با آن ها صحبت کنند، در صورتی که دیگران فکر می کنند آن ها متکبرند و یا لاف میزنند.
با وجود همه ی این ها، فرزند باهوش شما یک کودک است. مانند همه کودکان، چیزی که فرزند شما برای شاد و سالم بزرگ شدن بیشتر به آن نیاز دارد، محبت و حمایت خانواده است.
با فرزندتان در مورد استعدادها و توانمندی هایش صحبت کنید
شما کودک خود را بهتر می شناسید، بنابراین می دانید که چقدر و چه زمانی با فرزندتان در مورد توانایی های طبیعی او صحبت کنید. نکته کلیدی اینجاست که کودک شما باید احساس کند که پذیرفته شده و دوستش دارید.

چطور صحبت کنیم
برخی از والدین به عنوان بخشی از زندگی روزمره با فرزندان خود در مورد توانایی های طبیعی آن ها صحبت می کنند و سوالات کودکشان را همراه با تشویق پاسخ می دهند – برای مثال، “بله عزیزم، تو یک خواننده فوقالعاده ای هستی”. دیگر والدین نیز به سؤالات فرزندشان پاسخ می دهند، اما اهمیت چندانی به آن نمی دهند.
هر روشی را که انتخاب می کنید، همچنان باید به شیوهای توضیح دهید که کودک شما آن را درک کند. برای مثال، به کودک پیش دبستانی با هوش خود بگویید: “ذهن یا مغز شما می تواند سریعتر از ذهن دوستانت یاد بگیرد”.
این مثال ها به فرزند شما کمک می کند تا بداند همه یکسان نیستند. اگرچه بین کارهایی که فرزند شما میتواند انجام دهد و کارهایی که دیگران میتوانند انجام دهند تفاوت وجود دارد، اما کودکان دیگر نقاط قوت خود را دارند. می توانید اینطور صحبت کنید یا به این نکته اشاره کنید که خواهرش در دوست یابی مهارت دارد و پسر عموی او آشپزی عالی است.
اگر فرزندتان بشنود که شما برای همه کودکان بدون توجه به تفاوتهایشان ارزش قائل هستید، راحتتر با دیگران کنار خواهد آمد و برای آن ها نیز ارزش قائل می شود. به عنوان مثال، زمانی که می بیند دیگران در حل مسئله ریاضی که برای او آسان بوده مشکل دارند به آن ها کمک می کند.
چرا توانمند و با استعداد شناخته شدن خوب است؟
درمورد کودکان با استعداد، یادگیری چیزهای جدید برای سلامتیشان مهم است. بنابراین بزرگترین مزیت اینکه کودک شما به عنوان فردی با استعداد و توانمند شناخته می شود این است که به شما کمک می کند بفهمید چه نوع یادگیری برای فرزند شما مناسب است. و هنگامی که از شیوه ی یادگیری فرزندتان آگاهی پیدا می کنید، می توانید رفاه و رشد کلی او را نیز تامین کنید. در عین حال کودکان با استعداد و توانمند می توانند توانایی های طبیعی در یک یا چند زمینه داشته باشند.
قابل ذکر است استعدادیابی زمانی لازم است که پیشرفت پرورش کودکان را، برای تشخیص خلاقیت، هویت اجتماعی و یا قدرت بدنی او ثبت میکنید. همچنین استعدادیابی اصولی شامل تست IQ می باشد و برای کودکان مستعد در سنین مدرسه مناسب است.
مشخص شدن استعداد ها یا توانمندی های فرزندتان به چند دلیل دیگر نیز خوب است. مثلا:
- استعدادیابی تعیین زمان مناسب برای شروع مهد کودک، پیش دبستانی یا مدرسه را آسان تر می کند.
- شما و معلمان فرزندتان می توانید در زمینه فرصت های یادگیری برای فرزندتان در مهد کودک، پیش دبستانی یا مدرسه با یکدیگر همکاری کنید.
- فرزند شما می تواند از برخی از چالشهای با استعداد بودن، مانند کسل شدن در خانه، پیش دبستانی یا مدرسه رهایی پیدا کند.
- میتوانید فرصتهای یادگیری جدید را در حوزهی علاقه یا مهارت های فرزندتان شناسایی کنید. برای مثال: برنامههای ویژه ورزشکاران جوانِ با استعداد یا آموزش تاتر مختص نوجوانان …
- زمانی که توانمندی ها و استعدادهای کودکان شناسایی میشوند، شما را در ارزیابی، برنامهریزی و حمایت از نیازهای آموزشی و پرورش آن ها کمک میکنند.
5 کاری که وقتی فکر می کنید کودک شما اهمال کاری می کند، باید انجام دهید
برای برخی از والدین، نشستن و تماشای بازی فوتبال فرزندانشان، تمرینی برای خودکنترلی است. به خصوص زمانی که فکر می کنید فرزندتان به اندازه کافی تلاش نمی کند.
به عنوان والدین برای ما آسان است که عملکرد فرزندمان را نقد کنیم و به این نتیجه برسیم که «او اهمال کاری میکند» یا «او صد درصد تلاش خود را انجام نمیدهد».
در برخی موارد، ممکن است این مورد که فرزند شما واقعاً بیشترین تلاش خود را انجام نمی دهد، درست باشد. اما عصبانیت شما مشکل را حل نمی کند.
پس زمانی که به نظر می رسد فرزندتان واقعاً تلاش نمی کند، چگونه رفتار کنیم؟
برای حل این مشکل 5 مرحله را برای کمک به شما و فرزندتان پیشنهاد می کنیم.
-
خودتان را امتحان کنید
با وجود اینکه به رفتار فرزندتان نگاه می کنید، حرکت عاقلانه این است که با ارزیابی خود شروع کنید. انتظارات شما از فرزندتان چیست و آیا آنها واقع بینانه هستند؟ چه چیزی در مورد اهمال کاری فرزندتان شما را آزار می دهد؟ دلیل اینکه اینقدر برای من مهم است که فرزندم سخت کار کند چیست؟
وقتی این سوالات را از خود بپرسید – و صادقانه پاسخ دهید – ممکن است متوجه شوید که بخشی از مشکل به شما و انتظارات شما مربوط می شود. طبیعی است که شما انتظاراتی دارید. در واقع، شما بهترین ها را برای فرزندتان می خواهید. اما گاهی اوقات این انتظارات بر اساس آنچه شما می خواهید است، نه بر اساس خواسته های واقعی فرزندتان.
2. به حرف فرزندتان گوش دهید
ممکن است بی انگیزگی فرزند شما به طور مستقیم با دلسردی او مرتبط باشد. به هر دلیلی، کودک شما احساس رضایت یا لذت نمی کند بنابراین نمی خواهد خیلی تلاش کند.

حال چگونه باید بفهمیم دلیل چیست؟
باید بدانیم که به آسانی پرسیدن یک سوال ساده، مانند “چرا اهمال کاری می کنی؟” نیست. شاید، این نوع سوالات کودک شما را بیشتر ناامید کند. زیرا ممکن است کودکان آن را به گونه ای تفسیر کنند که شما آن ها را متهم می کنید یا نسبت به کاری که احتمالاً حتی از انجام آن اطلاعی ندارند، تحقیر می کنید.
قابل ذکر است این موقعیت برای والدین که خودشان را نیز محک بزنند، زمان مناسبی است. سعی کنید از فرزندتان سؤالاتی مانند: «چقدر از انجام این ورزش لذت می بری؟ چه چیزی را در مورد فلان بازی بیشتر دوست داری؟ چه زمان هایی واقعاً نمی خواهی تلاش کنی ؟« را بپرسید.
هدف از این سؤالات رسیدن به «چرایی» است که در پشت کمبود تلاش فرزندتان وجود دارد. هنگامی که متوجه شدید که اهمال کاری او دلایل عمیق تری دارد، می توانید به ریشه یابی مشکل بپردازید. شاید فرزند شما دیگر به این ورزش علاقه ای نداشته باشد. شاید هم فرزند شما احساس بیهودگی می کند. گاهی اوقات، بچه ها احساس می کنند که نمی توانند مربی یا شما یا هم تیمی هایشان را راضی کنند. گاهی هم آن ها واقعاً تمام تلاش خود را می کنند و فقط شمایید که آن ها را در مسیر اشتباه می بینید.
اگر اولین بار که این کار را انجام می دهید کودک شما نمی خواهد صحبت کند، تسلیم نشوید. ممکن است حتی مجبور شوید برای زمانی بهتر صبر کنید. این نوع فرزندپروری با عجله سازگاری ندارد و برای والدینی که دوست دارند فوراً مسائل را اصلاح کنند بسیار ناامید کننده است! ما فکر می کنیم تنها با «صحبت کردن»، می توانیم مشکل را در یک جلسه حل کنیم. درصورتی که به زمان، صبر، درک و توانایی گوش دادن به نشانه های کلامی و غیرکلامی نیاز داریم.
3. روی نقاط قوت تمرکز کنید
شاید فرزند شما فقط به کمی تشویق و تقویت برای تلاش نیاز دارد. بهترین «انگیزه»ای که میتوانید به فرزندتان بدهید این است که به جای وسواس در مورد اهمال کاری که میبینید، بروی کاری که درست انجام میدهد تمرکز کنید و آن را تحسین کنید. اگر فقط در مورد کارهایی صحبت کنید که فرزندتان انجام نمی دهد، این احساس به او دست می دهد که هر چه باشد، نمی تواند شما یا دیگران را راضی کند، پس تلاش کردن چه فایده ای دارد؟
سعی کنید به پیروزی های کوچکشان توجه کنید و حتی برای آن ها جشن بگیرید و ببینید آیا این تشویق باعث نمی شود که فرزندتان کمی بیشتر تلاش کند؟
4. آماده و در دسترس باشید
همیشه ایده هایی به ذهنتان بسپارید تا اگر فرزندتان از شما کمک خواست، یا اگر در صحبتهایتان مشخص شد که از شما کمک می خواهد، آمادگی داشته باشید.
آیا فرزندانتان از شما می خواهند که به آن ها برای مهارتی کمک کنید؟ آیا آن ها به مربی یا معلم خصوصی نیاز دارند؟
به یاد داشته باشید وقتی فرزندانمان به ما نزدیک شدند و درخواست کمک کردند، هر کاری را که از دستمان برمی آید برای کمک به آن ها انجام می دهیم اما با این شرط که ابتدا باید درخواست کنند. اگر کودک شما تشنه رشد است و میخواهد پیشرفت کند، خب شروع کند!
برای کمک کردن به آن ها آماده باشید. لازم نیست ایده های پرهزینه ای بدهید. اما بهترین کمک شما، دادن ایده های خلاقانه است.
5. رها کنید
صادقانه بگویم، این آخرین مطلبی است که بیشتر والدین می خواهند بشنوند. اما پس از اینکه صحبت های لازم را انجام دادید، سوالات مربیگرایانه را پرسیدید، گوش دادید و در صورت درخواست کمک، ارائه کردید، تنها اهمال کاری که باید انجام دهید این است که کودک را رها کنید.
به کودکان اجازه دهید با شرایط خود بازی کنند و از ورزش لذت ببرند. برای برخی از بچه ها، ورزش به معنای گذراندن اوقات خوش است و واقعاً جاه طلبی های بزرگی در آن زمینه ندارند. اگر چیزی که فرزند شما از ورزش می خواهد در همین حد است، پس لطفا، بگذارید همین باشد. هر کودکی برای دوره های حرفه ای و طولانی مدت در ورزش ساخته نشده است. برخی از بچه ها فقط می خواهند از ورزش لذت ببرند. برخی دیگر برای بهبود عملکرد خود باور دارند که باید درس های سخت را با تلاش بسیار زیاد برای کسب نتایج عالی بیاموزند.
در هر صورت، بهترین کار شما برای کمک به فرزندتان در صورتی که از اهمال کاری او ناامید شده اید، حمایت و تشویق او در مسیر زندگی اوست.
پرورش استعداد در مقابل استعدادیابی
به کودکان فرصت پرورش استعداد شان را بدهید
اینکه نمی دانیم از چه سنی باید به کودکان فرصت بروز استعداد شان را بدهیم بدین معنی است که کشف استعداد هر کودک زمان مشخص و مشابه کودک دیگر نیست.
وقتی مربی فرزند زیر ۱۰ سال شما، برای تیم منتخب فوتبال، مسابقه ای ترتیب می دهد. و به شما این اطمینان را می دهد که این سریعترین مسیر برای تبدیل شدن به یک بازیکن حرفه ای فوتبال یا هر ورزش دیگری است. از اینکه فرزندتان به رده های بالاتری خواهد رفت بسیار هیجان زده و خوشحال خواهید شد.
اما اینجا یک مشکلی وجود دارد! وقتی مسابقهی استعدادیابی انجام می شود، مربی از میان گروهی از بچه هایی که حتی جهش رشدی خود را شروع نکردهاند درحال انتخاب خواهد بود!!
برنامههای کشف و پرورش استعداد در سراسر جهان نشان میدهند که به عنوان یک قاعدهی کلی تا زمانی که بچهها در سنین کودکی و نوجوانی هستند (بین ۱۴ تا ۲۰ سالگی) حتی پیشبینی استعدادهایشان بر حسب قدرت، سرعت، مهارت و تصمیم گیری غیرممکن است.
– دیرشکوفاها (شکوفاشدن دیرهنگام)
استعداد فردی مانند لیونل مسی، بسیار زود شناخته و بروز پیدا کرد، اما او جزء استثناءها است. بسیاری از سوپراستارهایی که بعدا ظهور کردند اغلب از برنامههای استعدادیابی در دوران کودکی و تیم های منتخب به دلیل نداشتن مهارت کافی، کندبودن یا جثهی کوچک داشتن حذف شده بودند.
باتوجه به این نکته این سؤال مطرح می شود که اگر نمیتوانیم استعدادهای شکوفا نشده و یا افراد مستعد در بین نوجوانان را انتخاب کنیم، چطور می توانیم کودکان زیر ۱۰ سال را استعدادیابی کنیم؟ (استعداد کودکان زیر ۱۰ سال را پیش بینی کنیم؟)

– مشکلات استعدادیابی (شناسایی استعدادها)
بزرگترین چالش در شناسایی استعداد کودک مربوط به سن نسبی و سن رشد اوست. اگر کودک شما نسبت به مابقی همسن و سالانش سن نسبی یا سن رشدی کمتری دارد، ممکن است بی استعدادتر یا بی مهارت تر به نظر برسد، تنها به این دلیل که کندتر، ضعیفتر یا مهارت کمتری در این مرحله از بلوغ و سن خود دارد.
درواقع ممکن است فرزند شما تا سن ۱۸ سالگی این پتانسیل را داشته باشد که به بزرگترین ورزشکار تاریخ تبدیل شود. ولی شما متوجه این قضیه نشوید زیرا با رد شدن در مسابقه انتخاب بازیکن مستعد، برنامه و تمرینات مناسبی نیز در این جهت نخواهد داشت. در نتیجه مهمترین سالهای پیشرفت خود را از دست خواهد داد یا ممکن است به دلیل این شکست بطور کل ورزش را کنار بگذارد.

– تأکید بر رشد استعدادها
بارویکرد استعدادیابی و پرورش استعداد میتوان مشکلات شناسایی اولیه ی استعدادها را برطرف کرد. به جای تلاش برای انتخاب استعدادها در سن ۸، ۹ و ۱۰ سالگی، داشتن برنامه ورزشی ايدهآل برای تمامی کودکان، زمان بازی یکسان و بهرهگیری مناسب از مربی را می توان فراهم آورد. تا در آینده جایگاهشان مشخص شود.
به عنوان مثال در فوتبال کشورهای پیشرفته مانند آلمان و هلند، انتخاب استخرهای استعداد را در حدود ۱۱ سالگی آغاز میکنند. ولی مابقی کودکان را از برنامه حذف نمی کنند.
این کشورها همچنان فرصتهایی برای پرورش استعداد بچهها فراهم میکنند تا بازی کنند، بهتر شوند و بعدا دیده شوند. آنها میدانند که زمان کافی برای رشد و تغییر کودکان در طول سالهای نوجوانی وجود دارد.
در این سایت چی یاد می گیری؟
هاوارد گاردنر ، استاد دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه هاروارد و روانشناس رشد، نظریه هوش چندگانه را در سال 1983 مطرح کرد. او فرض کرد که انسان ها دارای 8 نوع هوش هستند و در ادامه دو مورد دیگر نیز شناسایی شد. این فرضیه توسط مطالعات او در مورد مغز و مصاحبه هایی که با افراد مبتلا به سکته مغزی و اوتیسم و همچنین کودکان نابغه انجام داد، تأیید شد. دکتر گاردنر همچنین ادعا کرد که این 10 نوع هوش با بخشهای مختلف مغز ما مرتبط هستند و هر فردی میتواند بیش از دو نوع هوش در ترکیبهای مختلف داشته باشد.

تئوری هوش چندگانه گاردنر
با استفاده از تئوری هوش چندگانه برای شناسایی نقاط قوت و ضعف دانشآموزان، میتوان تواناییهای تحصیلی و فرا تحصیلی آن ها را ارتقا داد. متأسفانه بسیاری از کودکان تنها با در نظر گرفتن نمرات مدرسه و عملکرد آن ها با عنوانهایی نظیر “کم توجه” یا “ناتوان در یادگیری” برچسب گذاری میشوند. با این حال، چنین بچههایی ممکن است سطوح بالاتری از یک یا چند فرم خاص از هوش را داشته باشند که با سیستم رتبه بندی سنتی همخوانی ندارد. با استفاده از تئوری گاردنر و شناسایی آن فرم، میتوانیم شیوه ی آموزشهای مختص دانشآموز را تقویت کنیم. این مدل به همه دانشآموزان مسیری برای پیشرفت خود بر اساس الگوهای یادگیری، تفکر و رفتار منحصربهفرد خودشان می دهد!
با شناخت فرم غالب هوش خود، می توانیم اهداف وآرزوهای بزرگ خود را قابل دسترس کنیم. به عنوان مثال، اگر در کار با اعداد مهارت دارید و قدرت استدلال شما خوب است. فرصت های شغلی مانند وکیل، مهندس، تحلیلگر کامپیوتر، حسابدار برایتان ایده آل است. همچنین ورود به حرفه هایی از جمله ویرایشگری صدا، رهبر ارکستر موسیقی، شنوایی سنج، بهترین گزینه برای شماست اگر از درک موسیقایی بالایی برخوردار هستید. شاید هم آرزو می کنید که یک مکانیک، ورزشکار، رقصنده یا یک امدادگر ماهر شوید، به این شرط که “هوش حرکتی” در شما بالا باشد.
چگونه می توانم فرزندم را طوری تربیت کنم که با استعداد شود؟
این سوالی است که اغلب والدین کودکان خردسال از ما دارند. بنابراین می دانند که چیزی بیشتر از یک شانس و آموزش های مدرسه در این بین وجود دارد. اما تعداد انگشت شماری از والدین از ما می پرسند که چگونه می توانیم در سن کم به فرزندمان کمک کنیم تا ساخت یک وسیله، رنگ آمیزی، خیاطی، تعمیر اسباب بازی و یا کارآفرینی را بیاموزد.
بطور مثال کودک در زمینه کاردستی و نقاشی خودآموخته است، اما روحیه کارآفرینی او در این زمینه را ما باید تقویت کنیم. همچنین به او اجازه دهیم تا استعدادها ی دیگر خود را در موسیقی و ورزش بدون فشار کشف کند. این موارد به کودک اجازه می دهد تا به طور طبیعی و به روشی سالم به رقابت بپردازد.

با توجه به تأثیرات بیرونی بر روی کودک می توان به ده روشی که استعدادها ی او را شکوفا می کنند اشاره نمود:
1. علایق خود را زندگی کنید و با مثال به کودکتان آموزش دهید.
اجازه دهید کودک در زندگی روزمره خود، توسط خلاقیت احاطه شده باشد. انواع هنرها را در خانه اجرا کنید: چه ادبی، چه موسیقی و چه هنرهای زیبا، همیشه در حال خلق هنر باشید!
بطور مثال ممکن است به نوشتن علاقه داشته باشید و یا به ساخت موسیقی، بنابراین در محیط منزل شما کتاب وآلات موسیقی وجود دارند و کودک به مرور انس شما با آن ها را می بیند و بزرگ می شود. این اشتیاق و رفتارها اگر بصورت عادت باشند فرزند شما به طور طبیعی و در زمان خود از آن ها الگو برداری می کند وعادات خوب خود را پیدا خواهد کرد.
2. علایق آن ها را پرورش دهید.
علاقه کودک به “ساختن چیزها” مثلا در سن 4 سالگی با اسباببازیها (عروسک، خانه عروسک و وسایل آن، لگو، کیتهای کاردستی، ماشین) رشد می کند. اگر میخواهید خلاقیت را تشویق کنید (هرگز فعالیتها را به بچههایتان تحمیل نکنید؛ این کار به شما نتیجه معکوس میدهد).
3. هرگز قدرت تخیل خود را دست کم نگیرید.
عروسک خرسی مورد علاقه کودکتان باید تعمیر شود، زیرا گوش اش کنده شده است و شما روش دوخت بسیار ابتدایی با نخ و سوزن را بلد هستید، بنابراین “جراحی” را روی خرسی بازی کنید. می توانید به او یک بخیه معمولی روی یک پارچه یاد بدهید، بهمین راحتی! این تجربه برای او خیلی شیرین و پر از هیجان است!
4. به آن ها اجازه دهید از ابزارهای واقعی استفاده کنند.
با رعایت ایمنی وکمک شما مثلا برای ساخت ماشین از چکش و میخ واقعی یا از چرخ خیاطی برای دوخت دامن های فانتزی برای عروسک استفاده کنند.
5. ارزش کار سخت و استراتژی های اصلی کسب و کار را به آن ها بیاموزید.
اگر چیزی درست کردند که می خواهند به فروش برسانند بگویید به همان روشی که دیگران انجام میدهند، قیمتهای خود را تعیین کند! مثلا هزینه ی مواد را اضافه کنید. نیروی کار و ساعات کار را اضافه کنید. و از کسانی که روی کارشان سرمایه گذاری کرده اند تشکر کنند، خواه این سرمایه گذاری زمان، پول، آموزش یا صرفاً تشویق باشد.
6. به آن ها بیاموزید که استعدادهای افراد دیگر را بشناسند، نه فقط استعدادهای خود را.
با خرید آثار هنری دیگران و شناخت استعداد های آن ها و کنجکاوی در مورد علایقشان، چیزهای جدیدی یاد می گیرند.
7. نه گفتن را به آن ها بیاموزید و تمرین کنید.
بطور مثال: “نه، من وقت ندارم آن را برای شما درست کنم.” “نه، من رمان شما را برای سرگرمی ویرایش نمی کنم.” “نه، من برای سالگرد ازدواج پدربزرگ و مادربزرگ شعر نمی خونم”
8. آن ها را مجبور نکنید.
در نهایت، حتی اگر روزی تصمیم بگیرد که هنر و کارآفرینیاش واقعاً جایی نیست که میخواهد، براحتی می تواند مسیر خود را به سمت علایق خود تغییر دهد. هیچ چیز اجباری نیست.
9. به آن ها کمک کنید تا ذهنیت رشد خود را توسعه دهند.
مقالهای از مجله ی مربیگری المپیک، استعداد را اینگونه توصیف میکند: «چیزی که روی آن میسازی و توسعه میدهید، نه چیزی که به سادگی به دیگران و دنیا نشان میدهید و سعی میکنید به موفقیت برسید». این تعریف خیلی درست است زیرا کار سخت، زیبا نیست و هزاران اشتباه، شکست های فراوان و درس های بسیار دلخراشی در این مسیر وجود دارد. اما شما به راه خود ادامه می دهید. آنجاست که عمق اشتیاق فرزندانتان را پیدا می کنید.
10. چه در زمینه ی هنر، چه دومیدانی یا موسیقی، به فرزندان خود فرصت دهید تا همه چیز را کشف کنند، حتی اگر فقط از طریق آموزش های بصری در فضای مجازی باشد.
اشتیاق خود را به آن ها نشان دهید و برای تقویت این اشتیاق الگو برداری کنید. چنانچه شما الگوبرداری های درست خود را ادامه دهید و در عمل و با مثال راهنمای فرزندانتان باشید آن ها خودشان را خواهند یافت. و استعدادها یشان را بروز خواهند داد.
چه نوع هوشی دارید؟
یک مثل معروف و غیرمعمول وجود دارد که می گوید:
“اگر ماهی را بر اساس توانایی اش در بالا رفتن از درخت قضاوت کنید، تمام زندگی خود را با این باور زندگی می کند که احمق است”.
درست است که کودک یک ماهی نیست اما این ضرب المثل بر یک واقعیت ساده تأکید می کند که هوش یک فاکتور واحد و ثابت نیست. بلکه ترکیبی از توانایی های مختلف در یک موجود یا کودک است.
بر اساس نظریه هوش چندگانه گاردنر، مهارت ها و جنبه های زیادی وجود دارد که نشان می دهد یک فرد چقدر “باهوش” است. این «هوشمندی» با میزان ارتباط فرد با دیگران، مسیریابی جغرافیایی، حل مشکلات، معاشرت، یادگیری، بازی و کار سنجیده می شود. امروزه 10 هوش را میشناسیم و میدانیم که هر کدام از آن ها نقش مهمی در چرخه رشد کودک از سنین اولیه تا مدرسه و نوجوانی ایفا می کنند.

-
هوش درون فردی یا هیجانی












